|
آراز
|
||
|
رازهای مگو |
یکم– ممنونم از شما که اینقدر نازنینید که جزر و مدهای[گاه طوفانی ِ ] این پستهای خاکستری را – شاید هم سیاه را – میبینید و دلواپسم میشوید. ممنونتانم، اما نوشتههایم – اگر تلخ – شرح حالم نیست که بقول ناظم حکمت ِ بزرگ جنس نوشتههایم است که تلخند، مثل لذت تمام کردن یک خیار/تلخ.
دوم - ببینید تهران را از دید یاسُن آتناسیادیس.
سوم - چیزی هم میخواستم بگویم که مدتی بود ته گلویم گیر کرده بود و گفتم تا خفه ام نکرده بگویم که چه حرصی خوردم آن صبح سرد ملبورن، جلوی تلوزیون، ساعت 2، زیر پتو:
"و قدمخیر تشریف فرما شد و برجایگاه ویژه جلوس کرد و بدین ترتیب تیم ملی در استادیوم آزادی به عربستان باخت."
|
|