یغما
صدایت که میخواندم،
نوید امن آرامش است
در استیصال مسلسـل بیتوقــف درد،
زخم،
زجـر
عطر تنت،
لذت بلعیدن خلسهی عطر آویشن ... هااااا ! آه !
میان تعفن بیگریز روزهای بینـــــور،
بیشـعـر،
بیشـــور
لبخندت،
که میلرزاندم،
مثل جوانکی
به سلام دختر همسایه
تنها غنیمتیست
که به یغما نرفته
... هنوز
میان آهن و دود
پردیس ثابتی ، این خانم دکتر نابغه !/ خواندنیها