پیش خوانش 1: دیدن فیلم Million Dollar Baby ناخودآگاه، ذهنم رو به سمت این آهنگ احمد کایا (دخترک) با شعر بی نظیر هایال اوغلو کشید. شاید سرنوشت هر دو دختر (نقش اول فیلم و دخترک قصه هایال اوغلو) یک جور رقم خورده بود. شاید هم هر دو هنرمند تقابل معصومیت این دو دختر  و بیرحمی زندگی رو به بهترین نحو به تصویر کشیدن. 

پیش خوانش 2: ترکیب شعرهای هایال اوغلو و صدای احمد کایا، گاهی رمزآلودترین لحظات رو برای من رقم زدن. شاید ترجمه شعر دخترک (BİR MİNİK KIZ ÇOCUĞU) تونسته باشه، این حس رو به اشتراک بذاره.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر روز در گوشه ای از صف،

میدیدمش که بلیط اتوبوس را سخت در دستانش فشرده

سنگینی پلکهایش، نشان از شهوت خواب داشت

سنگینی نگاهم ، چشمهانش را بر زمین میدوخت

آنقدر میدانم که پدر و مادرش را از دست داده

خواهرش بجای مدرسه او را بر سر کار میفرستد

 

در طول راه چه رویاهایی میدید / که میداند؟

در خواب رویاهایش را می خندید

و تنها گهگاهی که از خواب میپرید خنده از صورتش محو میشد

دخترک ، پریشان زلف / برهنه پای

از سرما میلرزد / از سرما میلرزد / از سرما میلرزد دستهایش

 

چند روزی که در ایستگاه ندیدمش، نگرانش شدم

آنها که میدانستند گفتند، ولی باورم نمیشد:

 

"غرق رویا خود را در روپوش آبی در حیات مدرسه دیده بود

و در رویایش دیگر کارخانه ای درکار نبود"

 

در همان لحظه، چنگک کارخانه دستهایش را قطع کرده بود

و اینگونه بهای رویاهایش را پرداخته بود

 

لبخند بر گوشه لبانش یخ بسته بود

و در بهاران زندگیش پژمرده بود

 

یک دخترک کوچک، یک قلب کوچک پرنده

در آغوش مرگ از سرما میلرزد / از سرما میلرزد / از سرما میلرزد دستهایش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن.: آهنگ شعر رو میتونید اینجا بشنوید.